اخلاص؛ روح عمل

اخلاص در كلام امام خميني
اخلاص؛ روح عمل

اخلاص و مراتب آن
حقيقت اخلاص تصفيه نمودن عمل است از شائبه غير خدا... در جميع اعمال صوريه، ولبيه و ظاهريه و باطنيه و كمال آن ترك غير است مطلقا و پا نهادن بر انيت و انانيت.(1)
اولين مرتبه اخلاص تصفيه عمل است و در مقابل آن اتيان عمل است ريائا كه اين ريا، فقهي است و از همه مراتب ريا پست تر.
مرتبه دوم تصفيه است از حصول مقصودهاي دنيوي، گرچه داعي آن باشد كه خداي تعالي به واسطه اين عمل، عنايت كند. مثل خواندن نماز شب براي توسعه روزي و اين ...پيش اهل معرفت مثل ساير كسبهاي مشروعه است.
مرتبه سوم تصفيه است از رسيدن به جنات جسمانيه و حور و قصور و امثال آن از لذات جسمانيه و اين نيز در نظر اهل الله چون ساير كسبهاست. الا آنكه عمل اين كسب اجرتش بيشتر و بالاتر است.
مرتبه چهارم آن است كه عمل را تصفيه كند از خوف عقاب و عذابهاي جسماني موعود.

ادامه نوشته

هدف نهایی بعثت

هدف نهایی بعثت

  علی بن ابیطالب فرمود:

مردم! ما هرگز شما را به امری وادار نکردیم، مگر اینکه قبل از شما آن امر را عمل کردیم.

      انبیاء آمدند، گفتند: انسان در درون خود یک قلب دیگری دارد، یک چشم دیگری دارد، یک گوش دیگری دارد؛ این را اولاً تفسیر کردند، بعد آمدند این را تغییر دادند. فرمودند چه فرد یا جامعه‌ای مریض است، چه فرد یا جامعه‌ای سالم! آنها را که فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ بود درمان کردند، به جایگاه إذا جآءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَلِیمْ رساندند، یا إلا مَنْ أتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمْ رساندند و مانند آن. این کار انبیاء باعث می‌شود که جهان و انسان درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.

انبیاء اعلام کردند: مَنْ ذَا الَّذِی ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکْ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً. خدایا! آنکه لذّت مناجات تو را چشید، آن را با چه عوض می‌کند؟ آنکه لذّت مناجات با خدا را در کامش زمزمه کرد، او هرگز این لذّت را به چیز دیگر تبدیل نمی‌کند. و این اختصاصی به انبیاء ندارد، چون شاگردان انبیاء هم به جایی رسیدند که می‌گفتند: کَأنّی اَنظُرُ إلی عَرشِ الرَّحمنِ بارِزاً. آن مرحله والا و بَرین برای انبیاء است‌، این مرحله نازل یا متوسط برای شاگردان آنهاست. اگر بشر و انسان درست تفسیر شد و درست تغییر پیدا کرد، یعنی انسان تحقیق شد که این مهم‌ترین رسالت انبیای مبعوث است؛ جهان هم تغییر‌پذیر است، درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.

ادامه نوشته

مدیریت بحران

هاشمی رفسنجانی و مدیریت بحران

 

خطبه‌های هاشمی‌ رفسنجانی در نماز جمعه این هفته مقدم بر هر امر دیگری نشان داد که چرا مرحوم امام خمینی این همه نسبت به هاشمی تعلق خاطر داشت و چرا همواره در امر بسیار خطیر و سرنوشت‌ساز نهضت چه قبل و چه بعد از انقلاب به وی تکیه می‌کرده‌اند. چرا در حکمی که قبل از انقلاب برای مرحوم مهندس بازرگان و همکارانشان به منظور سامان دادن به مشکلات و مسائلی که در نتیجه اعتصابات به وجود آمده بود صادر کردند، هاشمی‌رفسنجانی را نیز در آن گنجاندند.

 

چرا هاشمی را چند ساعت پس از سقوط رژیم شاهنشاهی راهی تلویزیون کردند؛ چرا سرنوشت جنگ را به هاشمی سپردند و چرا حل‌وفصل بسیاری از مسائل پیچیده و حساس بعد از انقلاب را به ایشان محول می‌کردند. هاشمی در روز جمعه نشان داد که توانایی‌های وی در مقوله مهم و استراتژیک یک مدیریت بحران کم نیست و در شرایط بحرانی این توانایی را دارد که کشتی نظام را از میان امواج و صخره‌ها به سلامتی عبور دهد.

 

اینکه او در آن خطبه‌ها چه بگوید و چگونه نظام را از بحرانی که بیش از یک ماه است در آن گرفتار آمده هدایت کند مساله‌ای بود که میلیون‌ها نفر بی‌صبرانه در انتظار شنیدنش بودند. فی‌الواقع از روز سه‌شنبه که حضور ایشان در نماز جمعه قطعی شد مجموعه‌ای از سوالات، تردیدها، ابهامات و نگرانی‌ها در جامعه به راه افتاد. همگان از خود می‌پرسیدند او چه خواهد گفت و پس از 50 روز سکوت سنگین و معنادار، 50 روزی که توفانی سهمگین که ظرف 30 سال گذشته سابقه نداشت ایران را درنوردیده بود، هاشمی چه تحلیلی، چه موضع‌گیری اتخاذ خواهد کرد.

 

بسیاری از مخالفان و معترضان که تصمیم به رفتن به نماز جمعه گرفته بودند، با ترس و تردیدی جانکاه که از خود می‌پرسیدند که نکند او از در سازش درآید و پای روی همه کژی‌ها و زشتی‌ها که از جانب مسوولان ظرف چند هفته گذشته صورت گرفته بگذارد. نکند او اشاره‌ای به انتخابات و تردیدهای به وجود آمده از سوی مردم ننماید و در عوض همگان را دعوت به اخوت و اتحاد کند. نکند او خانواده‌های داغدار حوادث اخیر را فراموش کند. نکند او خیل گسترده دوستان و یاران در بند را فراموش کند. حتی از اینها هم بدتر نکند او مهر تایید بر عملکردهای اخیر بزند. نکند او تسلیم تهدیدات گسترده چند روز اخیر مطبوعات وابسته به دولت شده و کوتاه بیاید و بسیاری نکندهای دلهره‌آمیز دیگر.

 

در عین حال از این نکته مهم نیز نباید غافل بود که هاشمی زیر فشار سنگین نیز قرار داشت. شاید در قریب به 50 سال زندگی سیاسی‌اش او کمتر در یک چنین وضعیت دشواری قرار گرفته بود. اما او توانست به نحو شایسته‌ای به وظیفه و مسوولیت‌های اسلامی، اخلاقی و انقلابی خود عمل نماید. شاید برخی از معترضان رادیکال و افراطی بیش از اینها از هاشمی توقع داشتند اما آنان باید به هر حال واقعیت‌های انکارناپذیر جامعه‌مان را در نظر بگیرند. نفس اینکه او خواهان دلجویی از خانواده‌های داغدار شد؛ نفس اینکه او خواهان آزادی بازداشتی‌ها شد؛ نفس اینکه او پذیرفت نتایج انتخابات با تردیدهای جدی روبه‌رو ست و بالاتر از همه، نفس اینکه او به خواست و اراده ارکان قدرت تن نداد و مهر تایید به نتایج انتخابات 22 خرداد نزد، بزرگترین نکات موضع‌گیری‌های او بود.

 

در عین حال این نکته مهم را نیز نباید نادیده گرفت که هاشمی سعی کرد به مسوولان یادآوری کند که همه عظمت و شکوه نظام بعد از اسلامیت آن در رای مردم خلاصه می‌شود.

 

به هر دلیل و انگیزه‌ای که نظام رای مردم و پشتوانه‌ مردمی‌اش را از دست بدهد، نه دیگر آن را محصول انقلاب اسلامی می‌توان دانست، نه نظامی که مرحوم امام خمینی اصرار به ایجادش داشت. شاید به واسطه همین نکته به تنهایی بغض و کینه تندروهای اصولگرا به هاشمی افزایش خواهد یافت، اما به همان میزان نیز به محبوبیت او در میان مردم افزوده خواهد شد. شاید هاشمی هنوز متوجه نشده باشد که دست سرنوشت‌ساز تاریخ پرتب‌وتاب و غرورآفرین انقلاب اسلامی، هنوز او را رها نکرده است.

دکتر صادق زیباکلام

اسلام‌گرایی و اسب‌سواری

صحبت‌های آقای مشایی

 درباره پایان اسلام‌گرایی و اسب‌سواری

 

... دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است. معنایش این نیست که اسلام‌گرایی وجود ندارد یا رو به نضج نیست. نه. اسلام هست اما دوره‌اش به پایان رسیده. الان دوره‌ اسب‌سواری تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشه. دین عندالله اسلام، اما روند تحولات به این سمت نیست که بشر مسلمان بشود تا به حقانیت برسد... این دوره تمام نشده. بلکه روبه پایان است".

دانلود فیلم صحبت‌های آقای مشایی

 درباره پایان اسلام‌گرایی و اسب‌سواری

 

عاقلان آینده نگر

عاقلان آینده نگر

« انَّ الْعُقَلاءَ زَهَدُوا فِى الدُّنْیا وَ رَغِبُوا فِی الاْخِرَةِ لاَِنَّهُمْ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْیا طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ وَ الاْخِرَةُ طالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ مَنْ طَلَبَ الاْخِرَةَ طَلَبَتْهُ الدُّنْیا حَتّى یَسْتَوْفى مِنْها رِزْقَهُ، وَ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا طَلَبَتْهُ الاْخِرَةُ فَیَأْتیهِ الْمَوْتُ فَیُفْسِدُ عَلَیْهِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتَهُ.:»

 به راستى که عاقلان، به دنیا بی رغبتند و به آخرت مشتاق; زیرا می دانند که دنیا خواهانست و خواسته شده و آخرت هم خواهانست و خواسته شده، هر که آخرت خواهد دنیا او را بخواهد تا روزىِ خود را از آن دریافت کند، و هر که دنیا را خواهد آخرتش به دنبال است تا مرگش رسد و دنیا و آخرتش را بر او تباه کند

امام موسی کاظم(ع)

 

پرخورى و چشم چرانى

پرخورى و چشم چرانى

      قالَ رَسُولُ اللهِ(ص):

   اِيّاكُمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَاِنَّهُ يَسِمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ، وَ يُبْطِىءُ بِالْجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ، وَ يُصِمُّ الهِمَمَ عَنْ سَماعِ الْمَوْعِظَةِ; وَ اِيّاكُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ، فَاِنَُّ يَبْدُرُ الْهَوى، وَ يُولِدُ الْغَفْلَةَ.

حضرت رسول اكرم (ص) مى فرمايد:

      از پرخورى بپرهيزيد، چرا كه آدمى را سنگدل مى گرداند و اعضا (و جوارحش) را براى اجراى تكاليف الهى، به سستى و تنبلى مى كشاند و گوش جان را از شنيدن موعظه باز مى دارد و كر مى كند. از چشم چرانى بپرهيزيد، زيرا هرزگى چشم، هوى و هوس را بيشتر كرده و سرعت مى بخشد، و غفلت مى زايد.

 

خـُلق نیکو

 

خـُلق نیکو٬ گر نباشد٬ دیر و زود            خـَلق نیکو را نباشد هیچ سود

روزي كه امیركبیر گریست!؟

روزي كه امیركبیر گریست!؟

      در سال ۱۲۶۴ قمري، نخستين برنامه‌ي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند.

اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند.

  امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند.

   شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه‌ي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سي‌صد و سي نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند.امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده مي‌شود.

ادامه نوشته

آذری یزدی

32834_388.jpg

روحش شاد : اهل کتاب با او آشنایند و به او مدیون

پیامبر گرسنه

پیامبر گرسنه

        شخصي دعوي نبوت کرد او را پيش مامون خليفه بردند. مامون گفت : اين را از گرسنگي دماغ خشک شده است. مطبخي را بخواند فرمود اين مرد را مطبخ ببر و جامه خوابي بسازش و هر روز شربت هاي معطر و طعام خوش ميده تا دماغش به قرار آيد. مردک مدتي به تنعم در مطبخ بماند دماغش با قرار آمد . روزي مامون را از او ياد آمد. بفرمود تا او را حاضر کردند. پرسيد که همچنان جبرييل پيش تو آيد؟ گفت: آري. گفت: چه مي گويد؟ گفت: ميگويد که جاي نيک به دست تو افتاده، هرگز هيچ پيغمبري را اين نعمت و آسايش دست نداد زينهار تا از اينجا بيرون نروي.

                                                                   منبع

 

ماه رجب

دعای هر روز در  ماه رجب

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداى بخشاينده مهربان

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ

 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم

يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ

اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد

يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً

اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى

اَعْطِنى بمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ

عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را

وَاصْرِفْ عَنّى بمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ

و بگردان از من  به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را  

فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ

زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد و  بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 

 يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ

 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جود

يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ

اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

التماس دعای خیر